یکشنبه 11شهریور1397
تعطیلات تشویقی ما بعد المپیاد بسته به نظر ما و البته ریاست محترم دانشکده به هفته آخر مرداد موکول شد و جمیع عوامل رهسپار شمال شدیم. هوا بس بارانی و دل انگیز و خاطرات خوبی برای گل های ما رقم خوردو البته بنده که مدتی در کنار و مادر پدر عزیزم بودم و کمی به کارهای منزل مادرجان رسیدم. شروع سفر رو با جاده فیروزکوه شروع کردیم و جایتان خالی ناهار را بعد اندکی زمان که قرار بود به اکبر جوجه بابل سر بزنیم بالاخره طلسمش شکست و با بچه ها کلی لمباندیم و صد البته جایتان خالی. روزهای شمال پر بود از باران و تنها یک روز کنار دریا بچه ها تونستن شن بازی کنن. و البته بیشتر زمان رو در حیاط بابا حاجی اینا پلاس بودن به...
نویسنده :
مامان نسرین
8:39




